
برای آمادگی استقبا ل از ماه محرم
یا حسین آمد دوباره روز عا شورای تو روز ایثـار وشهادت محشر کبری تو
زنده گـشته ماجـرای ا نقـلاب کـربـلا شیعه بر سر می زند در ماتم عظمای تو
خلق عالم در عزایت بی قراری می کند ا شک ماتم می فشاند عا شق شیدای تو
کـعبه ا حـرام تو شد سرزمین کــربلا مشهد یاران دین شد وا دی ســینای تو
وا مصیبت ظهر عاشورا به هنگام نماز غرق خون شد پیکـــــر وسیمای تـو
درس عزت می دهد بر جمله آزادگان تا قیامت نهضت خونین بی همتای تو
نفی طاغوت زمان احیای احکا م خدا تکیه بر منشور قرآن ، منطق زیبـای تو
خون تو جاری شده بر قلب احرار زمان تا ابد ما ند حسین آئیـن پا بر جای تو
در دل تاریخ عـــا لم بر تمام نسل ها زنده می ماند پیا م سرخ عاشورای تو
دعوتی فرما حسین از ((خا دم)) این درگهت
تا کـه بـوسد عـا شقـانـه تـربت زیبای تـو
بمناسبت شهادت امام جعفر صادق (ع)
هيئت شريكة الحسين (س) برگزار ميكند
سخنران : حجة الاسلام سيد هاشم راغب زاده
با صداى سيد على فالى
زمان : دوشنبه شب شهادت ساعت نه شب
مكان : قم . صفاشهر . پانزده مترى دوم
خاك پاتون سرمه چشمام
سالروز شهادت بنيانگذار مذهب تشييع حضرت
امام جعفر صادق (عليه السلام )
را به محضر شريف حضرت بقيه الله الاعظم (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء)
حضرت تسليت عرض ميكنم.



تو این چند وقت متاسفانه به دلیل بیماری نتونستم در خدمت شما باشم
ولیقات با شما بودن تو ماه مبارک رمضان رو از دست دادم
از تمام دوستانی که در این چند وقت جویای حال ما بودند و به دیدن ما اومدند هم تشکر میکنم
انشا الله که از این به بعد بتونم در خدمت شما باشم
یاعلی
بخوان بخوان نبی گرامی ! بخوان رسول عشق و امید ! بخوان به نام نامی توحید !
بيست وهفت رجب سالروز مبعوث شدن خاتم النبیین
محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم
را خدمت همه فرزندان پاک و معصوم آن حضرت ،
تمامی سادات بزرگوار و به
شما و همه ی محبان راستین آن حضرت تبریک عرض می کنم .
السلام على قلب زينب الصبور ولسانها الشكور
فرا رسيدن ايام شهادت حضرت اسوه صبر واستقامت و احياء گر نهضت عاشورا حضرت زينب كبرى (س) را به حضرت ولى عصر (عج) و تمامى شيعيان ودوستداران آن حضرت تسليت عرض ميكنم .
ضمنا به همين مناسبت مجلس عزادارى منزل آقا حجت برگزار ميشه با صداى قشنگ سيد على
آدرس رو هم مينويسم هركى دوست داشت خاك پاش سرمه چشمام
یکشنبه ۷/۵/۸۶ ساعت ۲۱
صفاشهر ، پانزده مترى دوم . هئيت شريكة الحسين (س)

انا لله وانا الیه راجعون
سالروز ارتحال بزرگ مردی که با زندگی کوتاه و پربرکت خود باعث تغییر راه و منش بسیاری
از جوانان ایران شد . کاری که خیلی ها فقط ادعای ان را دارند اما کار این مرد خدایی بدون ادعا
فقط برای اهل بیت (ع) بود.
خدایش بیامرزد
او مطمئنا الان در کنار ارباب خویش است و ما را در سوگ خود نشانده است .
پیشگاه مقدس حضرت صاحب الزمان(عج)
و تمامی شیعیان و دوستداران اهل بیت (ع) تسلیت میگم .
به امید روزی که منتقم خانم حضرت زهرا (س) تشریف بیارن
و انتقام حضرت را از ان دو ملعون خبیث بگیرن .
برای تعجیل در ظهور حضرت صاحب (عج) صلوات

چهل روز تا اولین ساگرد عروج عرفانی سید جواد ذاکر
سید جان هیچ وقت فکر نمیکردم که یه روزی سالگردت رو ببینیم
داره یکسال از اون روز میگذره اما من هم چنان تو این دنیا هستم
سید جان دعا کن من هم زودتر از این دنیا رها بشم
شادی روح سید جواد صلوات
غصب فدک از مدارک اهل سنت
همانطور که در پست قبلی اثبات شد حضرت رسول ص فدک را در زمان حیات خودشان به حضرت زهرا سلام الله علیها بخشیدند. اما بعد از شهادت حضرت رسول این زمینها توسط حکومت (ابوبکر) غصب شد.
۱-در صواعق باب مدح شیخین میگوید: به زید برای توهین به ابابکر گفتند: ابابکر از حضرت زهرا علیها السلام فدک را گرفت...(۱)
۲-از عمربن خطاب نقل است که میگوید: پس از وفات رسول خدا ص من و ابوبکر به نزد علی ع رفتیم و گفتیم: درباره آنچه از رسول خداص به جامانده است (میراث) چه میگویی؟
گفت: ما سزاوارترین مردم نسبت به رسول خدا هستیم.
گفتم: و آنچه در خیبر است (سهم ذی القربا) ؟ گفت:و آنچه در خیبر است.
گفتم: و آنچه در فدک است (هبه) ؟ گفت: و آنچه در فدک است.
پس گفتم: هان به خدا تا شما گردن های ما را با مناشیر (چوب های بلند که چنگک دارد و با آن گندم را باد می دهند) فرو آورید! پس هرگز! (۲)
ابوبکر طلب شاهد میکند !!!
صاحب تشیید المطاعن بیست و پنج کتاب از منابع اهل سنت را نام می برد که مساله شهادت درباره فدک در آنها یاد شده است. در کتاب السقیفه و فدک ص۱۰۳ چنین آمده است: فقالت فاطمه ان فدک وهبها لی رسول الله قال ابوبکر: فمن یشهد بذلک؟... یعنی : فاطمه س فرمودند: فدک را رسول خدا به من بخشیده است. ابوبکر گفت: چه کسی به آن شهادت می دهد ؟!!!
احتجاج امام علی ع و ابوبکر در رابطه با شاهد
امام علی علیه السلام به خلیفه گفت: هرگاه مدعی مالی باشم که دردست مسلمان دیگری است از چه کسی شاهد میخواهی؟ از من که مدعی هستم یا از کسی که در تصرف اواست؟
گفت:از تو که مدعی هستم.
حضرت فرمود: مدتهاست که فدک در اختیار و تصرف فاطمه س است و در زمان حیات رسول خدا ص مالک آن شده است. پس چرا از او بینه و شاهد می طلبی؟ ابوبکر ساکت شد. (بحارالانوار ج۲۹ص۱۲۹ به نقل از احتجاج طبرسی.
طبق روایت طبرسی عمر که در مجلس حاضر بود دید کسی یارای پاسخ دادن به امیرالمومنین ع را ندارد و ممکن است برای ابوبکر گران تمام شود. عمر گفت: یا علی! ما توان بحث با تو را نداریم. باید شاهد بیاوری و گرنه نه تو و نه فاطمه حقی بر فدک نخواهید داشت.
امتناع ابوبکر از پس دادن فدک با تمسک به حدیثی جعلی
بعد از اینکه ابوبکر فدک را غصب کرد. اهل بیت علیهم السلام از او خواستند که زمین را پس دهد. اما او زمین را پس نداد. درکتب اهل سنت در رابطه با امتناع ابوبکر چنین آمده است:
فابی ابوبکر ان یدفع الی فاطمة شیئا.
یعنی: پس ابوبکر از استرداد اموالی که فاطمه س از او مطالبه نمود امتناع ورزید و چیزی از آن اموال را به فاطمه س پس نداد. (۳)
ابوبکر برای پس ندادن اموال حضرت زهرا سلام الله علیها استناد به یک روایت جعلی کرد و ادعا کرد از پیامبر ص شنیده است: لانورث ما ترکنا صدقة. یعنی: از ما گروه انبیاء ارثی برده نمیشود. آنچه از اموال ما باقی می ماند حکم صدقه را دارد.
ابن شبه از عایشه روایت میکند:
فاطمه سلام الله علیها کسی را نزد پدرم (ابوبکر) فرستاد و سه چیز از او مطالبه کرد: ۱-صدقه رسول الله ص در مدینه ۲-باقیمانده خمس خیبر ۳-فدک. اما پدرم به او گفت: رسول خدا گفته: لا نورث ما ترکنا صدقه... . فاطمه از پدرم (ابوبکر) خشمگین شد و تا پایان عمر خویش با او سخن نگفت و هنگامی که از دنیا رفت علی بر او نماز خواند و او را شبانه دفن کرد و پدرم را خبر نکرد. (تاریخ مدینه منوره ج۲ص۱۹۶)
پاسخ حضرت زهرا س به حدیث جعلی ابوبکر (خطبه فدکیه)
حضرت زهرا سلام الله علیها جهت رسواسازی دستگاه حاکم و تبیین مواضع غیر شرعی آنان در مواجهه با مطالبات مالی دختر رسول خدا ص به ویژه ادعای شگفت انگیز خلیفه در خصوص ارث به مسجد رفت و خطبه ای طولانی در حضور خلیفه و مهاجرین و انصار حاضر در آنجا ایراد فرمود.
این خطبه بعدها به خطبه فدکیه شهرت یافت. چرا که در مراحل پایانی مطالبه میراث و آستانه تحقق غصب فدک (یعنی بلافاصله پس از آگاهی حضرت صدیقه طاهره از تصمیم خلیفه مبنی بر مصادره آن) ایراد گردید. این خطبه در بلاغات النساء نوشته ابن طیفور و همچنین مقتل الحسین خوارزمی که از کتب اهل سنت میباشد آمده است.
حضرت صدیقه طاهره در فرازهایی از این خطبه با صراحت به ماجرای ارث اشاره نموده و افشاگرانه می فرماید:
"آیا با آگاهی (وازروی عناد) کتاب خداوند را رها کردید و آن را در پشت سرتان نهادید (وبه احکام آن عمل نمی کنید و مرا از ارث محروم می سازید مگر نشنیده اید) که خداوند تبارک و تعالی میفرماید: {وسلیمان از پدرش داود ارث برد} و (باز در آن هنگام که) خداوند حکایت یحیی فرزند زکریا را بازگو می نماید میفرماید: {پس خدایا مرا از لطف خاص خویش فرزند و جانشینی صالح عطا فرما تا وارث من و خاندان یعقوب باشد.}
و نیز میفرماید: {وبه حکم کتاب خدا خویشاوندان (در ارث بردن از یکدیگر نسبت به غریبه ها) اولویت دارند}
ومیفرماید: {خداوند شما را در مورد فرزاندانتان سفارش میکند که سهم پسر برابر سهم دو دختر است}
همچنین میفرماید: {هرگاه (یکی از شما را مرگ فرا رسد و) مالی برجای نهد. درباره پدر و مادر و خویشان به نیکی وصیت کند که این شایسته پرهیزگاران است.}
شما به خیال باطل خویش پنداشته اید که من هیچ بهره و ارثی از پدرم ندارم و هیچ قرابت و خویشاوندی بین ما برقرار نیست! آیا خداوند آیه ای را به شما اختصاص داده که پدرم را از آن خارج نموده است؟ یا (در مورد من و پدرم میگویید) که (آن دو) پیروان دو کیش و دو مذهب هستند و از یکدیگر ارث نمی برند؟ آیا من و پدرم اهل یک آیین نیستیم؟ یا این که (ادعا میکنید) شما از (پدرم) رسول خدا به خاص و عام قرآن آگاه ترید؟ آیا حکم جاهلیت را می جویند؟ برای مردم دارای یقین چه کسی حکمش بهتر از حکم خداوند است؟ آیا رواست که میراث من به جور و ستم از من ستانده شود؟ و ستمگران به زودی در می یابند که چگونه بازگشتی خواهند داشت؟! " (۴)
در تاریخ آمده است که مخاطبان این سخنرانی علنی سخت تحت تاثیر قرار گرفتند: و لم یر الناس اکثر باک و لا باکیة منهم یومئذ. یعنی مردم گریان تر از آن روز دیده نشدند. (شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج۱۶ص۲۱۲)
افشاگری حضرت زهرا سلام الله علیها موجب شد تا همگان حقیقت را دریابند و در نتیجه جو حاکم بر علیه ابوبکر (غاصب فدک) بشود. ابوبکر که این وضعیت را بسیار خطرناک و علیه حکومت می دید شروع به سخنرانی تهدید آمیز و جدی کرد.
حکایتی شگفت انگیز
درکتاب نزهة الکلام به نقل از ابن عباس آمده است: روزی به خانه ابوبکر رفتم عمر بن خطاب و چند نفر دیگر آنجا بودند. ناگاه پیرمردی وارد شد و سلام کرد. جوابش دادیم. ابوبکر گفت: ای پیرمرد بنشین. پیرمرد تکیه بر عصا نمود و گفت: من قصد حج دارم و مرا همسایه ای است که به من گفت: تو به حج می روی پس پیغام مرا به خلیفه رسول خدا برسان. گفت: بگو من زنی ضعیفه ام و مرا پدری بود که یاری ام می داد. پس پدرم وفات یافت و مزرعه ای برای من گذاشت که وجه معاش من و فرزندانم از آن بود. امیر آن شهر مزرعه را از من گرفت و یکی از عمال خود را بر آن گماشت تا درآمد آن را بگیرد و به او برساند و از آن هیچ به من و فرزندانم نمی دهد.
ابوبکر گفت: کراهت باد آن غاصب فاجر را. عمر گفت: ای خلیفه رسول خدا! کسی را بفرست تا آن ظالم فاجر را به سزای خود برساند.
ابن عباس گوید: پس دیدم که پیرمرد بازگشت و گفت: نعوذبالله من حقد الله فمن اظلم ممن یظلم بنت رسول الله ص. یعنی: "پناه می برم به خدا از دشمنی و عداوت خدا.چه کسی از ظلم کننده بر دختر رسول خدا ظالم تر و فاجر تر است؟" و از آن خانه بیرون رفت.
ابوبکر گفت: او را برگردانید و کسی را دنبال او فرستاد. اما پیرمرد را ندیدند.
ابن عباس گفت: خدمت امیر المومنین ع رسیدم. حضرت از این داستان پرسید و سپس فرمود: او خضر پیامبر بود. (۵)
آرزوی ابوبکر
در برخی روایات آمده است که ابوبکر هنگام موت می گفت: ای کاش سه کار نکرده بودم: ۱-فدک را از فاطمه س نگرفته بودم. ۲-از لشکر اسامه تخلف نکرده بودم. ۳-خالد بن ولید را برای قتل مالک بن نویره نفرستاده بودم. (۶)
این گوشه ای بود از جنایات خلفا در حق حضرت زهرا سلام الله علیها که خدمتتان بیان شد. مطمئن هستم که این بنده کوچک نتوانسته است که حق مطلب را ادا کند. برای اطلاع بیشتر در این زمینه میتوانید به کتاب "عبور از تاریکی" نوشته علی لباف می باشد.
-------------------------
اسناد:
۱-الصواعق المحرقه ۵۲- شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید: ۱۶/۲۱۹.
۲-معجم الاوسط طبرانی ج۶ص۱۶۲-۱۶۳--مجمع الزوائد هیثمی ج۹ص۳۹-۴۰.
۳-صحیح بخاری ج۴ص۹۶و ج۵ص۱۷۸--صحیح مسلم ج۲ص۷۲ ج۵ص۱۵۴--صحیح ابن حبان ج۴ص۵۷۳ و ج۱۱ص۱۵۳--مسند احمد ج۱ص۶--تاریخ طبری ج۳ص۲۰۲--سنن الکبری ج۶ص۳۰۰--تاریخ ابن کثیر ج۵ص۲۸۶.
۴-از مدارک سنی: بلاغات النساء ص۲۶-۳۲
۵-حدیقه الشیعه ج۱ص۳۲۶به نقل از نزهة الکرام ج۱ص۲۳۲
۶-همان. خصال شیخ صدوق ابواب الثلاثه
به امید ظهور منتقم حضرت زهرا سلام الله علیها
یا علی یا علی یا علی
اللهم العن الجبت و الطاغوت
با توجه به اهمیت بالای خطبه فدکیه قسمتی از این خطبه را در اینجا قرار میدهم. و امیدوارم تمامی مسلمانان جهان با این خطبه مهم آشنا شوند. زیرا که حضرت زهرا سلام الله علیها اولا: حقانیت امیرالمومنین علی علیه السلام را بیان کرده اند. و ثانیا: باطل بودن عمر وابابکر را اثبات کرده اند. وحضرت در این خطبه به صراحت عمر و ابابکر را گمراه و ضال و اهل آتش معرفی می کنند. و جالب اینجاست که این خطبه در کتب اهل سنت به وفور یافت میشود. همانطور که در خطبه میخوانیم حضرت فرمودند: "اندوهی که در سینهام موج میزند، بیرون ریختم، تا با شما اتمام حجت کنم و عذری برای کسی باقی نماند..." و حقیقت این است که با این خطبه حجت برای همگان تمام شده است. پس به اهل سنت به می گوییم: كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ
خطبه فدک
اعلموا انّی فاطمة
"ای مردم بدانید من فاطمه ام و پدرم محمد که فرستاده پروردگارتان و خاتم پیامبرانتان است. کلام اول و آخر من این است. و در این مطلب اشتباه نمیکنم و آنچه انجام میدهم گزاف نیست. و سخن به دروغ نمیگویم. پس با گوشهای شنوا و قلبهای آگاه سخن مرا بشنوید !"
امام علی علیه السلام در تبلیغ رسالت
"...تا آنکه خداوند به برکت پیامبرش حضرت محمد شما را بعد از این همه سختیها نجات داد. و بعد از آنکه او گرفتار پهلوانان کفار و گرگان عرب و گردنکشان اهل کتاب گردید. هرگاه که آتش جنگ را افروختند خداوند آن را خاموش می نمود. و هر زمان که قدرت پیروان ضلالت ظاهر می شدیا دشمنان مشرک دهان خود را برای از بین بردن شما از میکردند. برادرش علی را برای نابودی آنان به عمق دهانشان می افکند. او هم تا گوشهای آنان را پایمال نمیکرد و آتش آنان را با تیزی شمشیرش خاموش نمی نمود باز نمیگشت. او (علی ع) کسی بود که در راه خدا سختی و مشکلات را تحمل می کرد و استقامت از خود نشان می داد و نزدیکترین اشخاص به پیامبر و سرور اولیای خدا بود. در راه خدا کمر همت بسته بود و دلسوزانه وبا جدیت و تلاش پیگیر عمل میکرد. و درراه خدا سرزش ملامت کنندگان تاثیری در او نداشت. و این درحالی بود که شما در زندگی راحت و در کمال آرامش و امنیت و نشاط بودید. و در رفاه زندگی خوشی را میگذراندید.
رفتار مردم بعد از رحلت پیامبر ص
"هنگامی که خداوند جایگاه انبیاء و منزلگاه برگزیدگانش را برای او اختیار نمود و آنچه به او وعده داده بود به اتمام رساند کینه و دشمنی ناشی از نفاق شما ظاهر گردید. و پوشش دین کهنه شد و جامه اش مندرس و استخوانش ضعیف گردید. و آن قدرت ضعیف از بین رفت. خشم فرو خورده گمراهان به تکلم در آمد و گمنام ذلیلان ظاهر شد. و شخص مورد قبول اهل باطل (ابوبکر) صدا درآورد و در عرصه شما قدرت نمایی کرد...به ظاهر طرفداری از دین می نمایید در حالیکه در باطن به نفع خود عمل میکنید و نسبت به اهل بیت و فرزندانش با حیله و نیرنگ رفتار میکنید. ما در مقابل اذیتهای شما صبر میکنیم مانند صبر کسی که با چاقوهای بزرگ و پهن اعضایش را قطعه قطعه کنند و تیزی نیزه را در بدنش فرو برند!"
فدک و ارث
"شما میپندارید که ما ارثی نداریم؟ «مگر رسم جاهلیت را میجویید؟ برای مردم دارای یقین چه حکمی از حکم خداوند بهتر است؟» آیا آگاه نیستید؟ چرا، آگاهید و همچون آفتاب درخشان برای شما روشن است که من دختر آن پیامبر هستم.
شما ای مسلمانان! آیا رواست که میراث پدرم به زور از من ستانده شود؟
آه! دردا! ای گروه مهاجر! چقدر عجیب و در عین حال سخیف است که ارث پدرم مورد دستبرد و تجاوز قرار گیرد و من از آن محروم بمانم؟
ای فرزند ابوقحافه (ابوبکر)! خداوند گفته که تو از پدرت ارث بری و من از پدرم ارث نبرم؟ «چه سخن ناروایی!» آیا از سر عناد و لجاج کتاب خدا را ترک و به پشت سر افکندهای؟
در حالی که او میفرماید: «سلیمان از پدرش داود ارث برد.» و یا آنجا که داستان یحیی فرزند زکریا- که درود خداوندی شاملشان باد- را بازگو میکند، میفرماید: «مرا از جانب خود فرزندی عطا کن که وارث من و خاندان یعقوب باشد» و نیز میفرماید: «هرگاه یکی از شما را مرگ فرا رسد و مالی بر جای نهد درباره پدر و مادر و خویشان به دیدهی انصاف سفارش کند که این شایستهی پرهیزگاران است».
شما به خیال باطل خود چنین پنداشتید که من هیچ بهره و ارثی از پدرم ندارم؟ و هیچ خویشاوندی و قرابتی میان ما وجود ندارد؟ آیا خداوند آیهای در خصوص شما فرو فرستاده که پدرم از آن خارج است؟ یا بر این رای و نظرید که و من و پدرم هر یک به آیینی جدا سر نهادهایم؟ یا اینکه دعوی آن دارید که از پدرم و پسر عمویم به خاص و عام قرآن آگاهتر هستید؟
حال که چنین است بگیر آن شتری را که آماده است و مهارزده و بر آن سوار شو! لیکن بدان در روز برپایی رستاخیز تو را دیدار میکند و بازخواستت مینماید و آن روز چه روزیست! در آن ساعت «گمراهان زیان خواهند دید» اما چه سود که پشیمانی فایدهای نخواهد داشت. «که برای هر خبر زمانی معین است و به زودی خواهد دانست که چه کسی به عذابیکه خوارش میسازد، گرفتار میآید و یا عذاب جاوید بر سر او فرود میآید».
سپس حضرت فاطمه علیهاالسلام گروه انصار را مخاطب قرار داده فرمودند:
ای جوانان و ای بازوان توانمند ملت و یاران اسلام، این سهلانگاری شما در ستاندن حق من از چیست؟ این چه سستی است که در برابر ستمی که بر من شده، روا میدارید؟ آیا پدرم رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نمیفرمود: «بزرگداشت مرد را دربارهی فرزندان هم باید پاس داشت»؟ چه زود اوضاع را واژگون نمودید و به بیراهه گام نهادید...
هیهات! پسران قیله (ای قبیلههای اوس و خزرج) پیش چشمان شما میراث پدرم را ببرند! حرمتم بشکنند! در حالی که شما آشکارا میبینید و میشنوید و اخبارش به شما میرسد. اما شما بیهوش و خاموش نشستهاید؟...دعوتم را میشنوید و پاسخ نمیگویید! فریاد من در میان شما طنینافکن است اما چه سود که به فریاد نمیرسید!
اما میبینم که به تنآسایی خو گرفتهاید، و کسی را که از همه برای زعامت و ادارهی امور مسلمانان شایستهتر است (امام علی ع) دور ساختهاید، و به آسودن در گوشهای دنج و خلوت تن دادهاید، و از فشار و تنگنای مسئولیت به بیتفاوتی روی آوردهاید. آری آنچه از ایمان و آگاهی در درون داشتید، بیرون افکندید،... «اگر شما و همهی روی زمین کافر گردند خداوند بی نیاز و در خور ستایش است»
من آنچه شرط بلاغ است، با شما گفتم. اما میدانم مردمی خوار، و در چنگال زبونی گرفتار، و خیانتپیشه هستید و قلبهای شما بدان گواه است. چه کنم که دلی پرخون دارم. و از این رو بازداشتن زبان شکایت از طاقتم بیرون است! اندوهی که در سینهام موج میزند، بیرون ریختم، تا با شما اتمام حجت کنم و عذری برای کسی باقی نماند. اکنون که چنین است این مرکب خلافت ارزانی شما، به آن محکم درآویزید و هرگز رهایش مسازید. ولی آگاه باشید که پشت این شتر مجروح و پای آن تاول زده و سوراخ است. داغ ننگ بر خود دارد و نشانی از خشم خداوند و رسوایی ابدی با او همراه است. اما شما را آسوده نخواهد گذارد تا به آتش خشم خداوندی بیازارد «آتشی که هر دم میافروزد و دل و جان را میسوزد».آنچه میکنید در نزد خداوند حاضر است «و ستمکاران به زودی درمییابند که به چه مکانی باز میگردند» من دختر پیامبری هستم که شما را از عذاب الهی برحذر میداشت. آنچه در توان دارید انجام دهید. «ما نیز به وظیفهی خود عمل میکنیم. شما انتظار بکشید ما نیز منتظر میمانیم».
۶۰ سند برای خطبه فدکیه از کتب شیعه و سنی
1- بلاغات النساء: ابن طیفور احمد بن ابیطاهر مروزی (204- 280 ه)
۲- السقیفه و فدک: ابوبکر احمد بن عبدالعزیز جوهری (ت 323 ه)
۳- شرح الاخبار: قاضی ابوحنیفه نعمان بن محمد تمیمی مغربی (ت 363 ه)
4- المناقب: ابوبکر احمد بن موسی بن مردویه اصفهانی، ابن مردویه (ت 411 ه)
5- الفائق: اسعد بن شقروه (ق 4 ه)
6- الشافی فی الامامه: سید مرتضی علم الهدی، علی بن الحسین موسوی، ابوالقاسم (355- 436 ه)
7- تلخیص الشافی: شیخ طوسی، ابوجعفر محمد بن الحسن بن علی طوسی (ت 460 ه)
8- دلائل الامامه: ابوجعفر محمد بن جریر بن رستم طبری، طبری صغیر (ق 5 و 6 ه)
9- الاحتجاج علی اهل اللجاج: ابومنصور احمد بن علی بن ابیطالب طبرسی (ح 520 ه)
10- مقتل الحسین علیهالسلام: خطیب خوارزمی، ابوالمؤید موفق بن احمد مکی (ت 568 ه)
11- نثر الدر: ابوسعید آبی (422 ه)
12- شرح نهجالبلاغه: ابن ابیالحدید، عزالدین عبدالحمید بن محمد مدائنی معتزلی (586- 656 ه)
13- کشف الغمة: ابوالحسن علی بن عیسی بن ابیالفتح اربلی (ت 693)
14- الطرائف: سید رضیالدین علی بن طاووس حلی (589- 664 ه)
15- من لا یحضر الفقیه: شیخ صدوق، ابوجعفر محمد بن علی بن بابویه قمی (311- 381 ه)، بخشی از خطبه
16- علل الشرایع: شیخ صدوق (381 ه)، بخشی از خطبه
17- امالی: شیخ مفید، ابوعبدالله محمد بن محمد بن نعمان عکبری بغدادی (388- 413 ه)، بخشی از خطبه
18- امالی: شیخ ابوجعفر طوسی (460 ه)، بخشی از خطبه
19- تذکره الخواص: سبط ابن الجوزی، ابوالمظفر یوسف بن فرغلی بن عبدالله بغدادی (581- 654 ه)، بخشی از خطبه
20- مناقب آل ابیطالب: ابن شهر آشوب، ابوجعفر محمد بن علی بن شهر آشوب سروی مازندرانی (ت 588 ه)، بخشی از خطبه
21- مصباح الانوار: هاشم بن محمد (ق 6 و 7 ه)، بخشی از خطبه
22- الفائق: جارالله زمخشری، ابوالقاسم محمود بن عمر زمخشری خوارزمی (467- 538 ه)، بخشی از خطبه
23- غریب الحدیث: ابن قتیبه دینوری، ابومحمد عبدالله بن مسلم (276213 ه)، بخشی از خطبه
24- الاستغاثه فی بدع الثلاثه: ابوالقاسم کوفی، علی بن احمد بن موسی (فرزند امام جواد علیهالسلام) (ت 352 ه)
25- تفسیر کنز الدقائق: مشهدی، محمد بن محمد رضا قمی (ق 12 ه)
26- مرآه العقول: علامه محمد باقر بن محمد تقی مجلسی (1037- 1110 ه)، بخشهایی از خطبه
27- نفحات اللاهوت: محقق کرکی، شیخ علی بن الحسین (868- 940 ه)
28- جلاء العیون: علامه مجلسی (1110 ه)، بخشی از خطبه
29- بحارالانوار: علامه مجلسی (1110 ه)
30- تفسیر نور الثقلین: ابن جمعه عبد علی بن جمعه عروسی هویزی (ت 1112 ه)، بخشهایی از خطبه
31- تفسیر برهان: سید هاشم بحرانی، هاشم بن سلیمان حسینی کتکانی (1107 ه)،
بخشهایی از خطبه
32- معادن الحکمه: ملا محسن فیض کاشانی، محمد بن مرتضی (1091 1100 ه)، بخشهایی از خطبه
33- تفسیر لاهیجی: بهاءالدین محمد شریف لاهیجی (1088 ه)
34- الدمعه الساکبه فی احوال العتره الطاهره: ملا محمد باقر بهبهانی (ت 1205 ه)
35- کشکول شیخ بهایی: شیخ بهاءالدین محمد بن الحسین عاملی (953- 1003 ه)، بخشی از خطبه
36- وصول الاخیار الی اصول الاخبار: حسین بن عبدالصمد العاملی (984 ه)، بخشی از خطبه
37- نهج الحق و کشف الصدق: علامه حلی، حسن بن یوسف (736 ه)، بخشی از خطبه
38- الطبقات الکبیر: محمد بن سعد کاتب واقدی (230 ه)، بخشی از خطبه
39- تاریخ المدینه المنوره: ابن شبه النمیری، ابوزید (173- 262 ه)، بخشهایی از خطبه
40- صحیح بخاری: ابوعبدالله بخاری (256 ه)، اشاره به خطبه
41- صحیح مسلم: ابوالحسین مسلم بن حجاج نیشابوری (261 ه)، اشاره به خطبه
42- مسند احمد: احمد بن حنبل (241 ه)، بخشهایی از خطبه
43- مسند فاطمه الزهرا: جلالالدین عبدالرحمن السیوطی (911 ه)، بخشهایی از خطبه
44- تاریخ الاسلام: شمسالدین محمد بن احمد ذهبی (748 ه)، بخشی از خطبه
45- عوالم العلوم و المعارف: شیخ عبدالله بحرانی (ق 11 و 12 ه)
46- بصائر الدرجات: ابوالقاسم سعد بن عبدالله اشعری قمی (300 ه)، بخشی از خطبه
47- مختصر بصائر الدرجات: محمد بن سلیمان (ق 8 و 9 ه)، بخشی از خطبه
48- فتوح البلدان: احمد بن یحیی بن جابر بلاذری (279 ه)، اشاره به خطبه
49- کافی: محمد بن یعقوب کلینی (328 ه)، بخشی از خطبه
50- کتاب الشمائل: ترمذی، محمد بن عیسی بن سوره (279 ه)، بخشی از خطبه
51- اختصاص: شیخ مفید (413 ه)، بخشی از خطبه
52- اثبات الهداه: شیخ محمد بن حر العاملی (1104 ه)
53- صواعق المحرقه: ابن حجر هیتمی (973 ه)، بخشی از خطبه
54- صوارم المحرقه: قاضی نورالله شوشتری (1019 ه)، بخشی از خطبه
55- تاریخ ابن کثیر: ابن کثیر، اسماعیل بن عمر (774 ه)، بخشی از خطبه
56- اهل البیت: توفیق ابوعلم
57- اعلام النساء: عمر رضا کحاله، بخشی از خطبه
58- تفسیر علی بن ابراهیم قمی (ق 3 و 4 ه)، بخشی از خطبه
59- تفسیر عیاشی: ابوالنضر محمد بن مسعود عیاشی (ق 3 ه)، بخشی از خطبه
6۰- الغدیر: علامه عبدالحسین احمد امینی (1352 ه)
به امید ظهور منتقم حضرت زهرا سلام الله علیها یا علی یا علی یا علی
اللهم العن الجبت و الطاغوت
پاسخ: «شيعه» در لغت عرب به معناى «پيرو» است. قرآن مجيد مى فرمايد: «وَإنَّ مِنْ شِيْعَتِهِ لَإِبْراهِيْمُ[1]»؛ «يكى از پيروان نوح، ابراهيم است». اما در اصطلاح مسلمانان، شيعه به گروهى اطلاق مى شود كه معتقدند پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) پيش از درگذشت خود، جانشين خويش و خليفه مسلمين را در مناسبت هاى متعددى؛ از جمله در روز هيجدهم ذى حجّه، سال دهم هجرى که به روز «غدير» معروف است، در يک اجتماع بزرگ، معيّن فرمود و او را به عنوان مرجع سياسى، علمى و دينى پس از خود، تعيين نمود.
توضيح آنكه: پس از پيامبر گرامى، مهاجر و انصار به دو گروه تقسيم شدند:
1. گروهى معتقد بودند كه پيامبر خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) مسأله خلافت را ناديده نگرفته و جانشين خويش را تعيين فرموده است و او همان على بن ابى طالب است؛ نخستين كسى كه به وى ايمان آورد.
اين جمعيت كه متشكل از گروهى مهاجر و انصار بود و در رأس آنان، كليه شخصيت هاى بنى هاشم و جمعى از بزرگان صحابه؛ مانند سلمان، ابوذر، مقداد، خباب بن ارت و امثال آنان قرار داشتند، بر همين عقيده باقى ماندند و شيعه على (عليه السلام) نام گرفتند.
البته اين لقب را پيامبر گرامي، در حال حيات خود به پيروان امير مؤمنان عطا فرموده است. آنجا كه با اشاره به على بن ابى طالب مى فرمايد: «والّذي نفسي بيده. انَّ هذا وشيعته لهم الفائزون يوم القيامة[2]».
سوگند به آنكه جان من در دست اوست، او (على «عليه السلام») و پيروان وى در روز رستاخيز، رستگارانند.
بنابراين شيعه، عبارت است از گروهى از مسلمانان صدر اسلام كه به خاطر اعتقاد به «تنصيصى بودن» مقام ولايت، بدين نام معروف گرديده اند و اين جمعيت تاكنون نيز بر خط وصايت و پيروى از اهل بيت پيامبر باقى مانده اند.
جاعلان جاهل يا مغرض، مبنى بر اينكه تشيّع زاييده دوران هاى بعدى است، روشن مى گردد. براى شناخت گسترده تر تاريخ شيعه، به كتاب هاى «اصل الشيعة واصولها»، «المراجعات» و «اعيان الشيعة» رجوع شود.
2. گروه ديگر بر آن بودند كه مقام خلافت، مقامى است انتخابي، از اين رو با ابوبكر بيعت نمودند و بعدها به «اهل سنت» يا تسنن، ملقّب گرديدند. و سرانجام نتيجه آن شد كه بين هر دو طايفه اسلامي، با داشتن مشتركات بسيار در اصول، اختلاف نظر پيرامون مسأله خلافت و جانشينى پيامبر به وجود آمد و هسته هاى نخستينِ هر دو گروه را همان مهاجر و انصار تشكيل مى دادند.
1. صافات/83.
ما صوفي سر مست و قدح نوش وفقيريم صافي دل و صافي نظر و صاف ضميريم
سلطان طريقت شه بي تاج و سريريم محتاج به حقيم نه بر شاه و وزيريم
دست طمع از هر دو بريديم عليا
اي همدم و همراز نبي در شب معراج اي صد چو سليمان به درت بنده و محتاج
خاک قدمت بر سر شاهان جهان باد ما را به هوايت دل و دين رفت به تاراج
بس طعنه ز اغيار شنيديم عليا
ما را ز ازل نام تو تا نقش جبين شد از پرتو دل ديدهء ما نور مبين شد
مهرت به دل سوختگان ماه معين شد دل مخزن اسرار حق و عرش برين شد
ما بر در دل عبد عبيديم عليا


خانم حضرت رقیه (س) رابه حضرت بقیه الله الاعظم(عج)
و تمامی شیعیان ومحبان اهل بیت (ع) تسلیت عرض میکنم .
امام صادق (ع) به عبدالملك خثعمى فرمود:
«زيارت حسين بن على (ع) را ترك مكن و دوستانت را نيز به آن فرمان بده،
تا خداوند برعمرت افزوده و روزيت را زياد گرداند. ...
مَنْ احَبَنا اهل البيت ،
فَليَستَعِد للبلاء
كسى كه ما اهل بيت
را دوست داشته
باشد، بايد منتظر
سختى و بلا باشد.
دلهاى همه شيعيان كربلاست.
عقل ها حسين (ع) است،
و نفس ها شمر.
خوب بررسى كنيد كه صبح
تا شب، در امورتان كدامشان را يارى مى كنيد.
اگركه پيروى از عقل حقيقى كرديد،
همين جا كربلامى شود،
وديگر هيچ غصه اى باقى نمى ماند.
حضرت سيدالشهداء (ع) پير ومرشد است،
وهر كجااسم او ويارانش احياء شود،
همانجا كربلاست.
هرجا كه روم نالم،چون بلبل شوريده
سرتاسر عالم را، گلزار تو مى بينم
رفقا ، توجه مدام به حضرت و ياد او ، آينه اى است كه
ما را به مقام لقاء اللهى مى رساند.
وقتی طبیعت فــارق از قــال و مقالــم بـود
بــال ملائــک در عزایـــت دستمــالم بــود
پیش از شروع اشک عـالم سینـه زن بودم
یــادم نمی آیـــد دقیقـــا چند سالــم بود
چندین هزاران سـال و پیش از خلقت انگور
باده کشی و می خوری جزء کمالم بــود